• ما برای ارسال خبرنامه به ادرس پست الکترونیک شما نیاز داریم.
  • ما تضمین میکنیم که اطلاعات صندوق پستی شما به اشتراک گذاشته نمیشود.
  • شما میتوانید در هر زمان درخواست دریافت خبرنامه را لغو نمایید.

روز خود را با یک ایده خوب شروع کنید, خبر نامه ما با عنوان "نقل قول روز"

آدرس پست الکترونیک

  • الهام بخش
  • با انگیزه
  • لغو با یک کلیک
  • رایگان!
 مارك توآین

مارك توآین

Mark Twain

نقل قول روز:

"ما از افرادی خوشمان می‌آید كه به ‌صراحت حرف خود را بزنند. به شرطی كه طرز تفكر آنها مثل ما باشد."

توآین, مارك; Mark Twain - نویسندۀ آمریكایی - 1835-1910 - زندگینامه

Share on facebook

در حياط خلوت نويسندگان



زندگی خصوصی و ویژگی‌های اخلاقی افراد مشهور، همواره مورد علاقۀ مردم بوده است. اطلاعات ما از زندگی هنرپیشگان و خوانندگان با وجود اینترنت و نشریات به اصطلاح زرد، به قدری کافی زیاد است. ولی در مورد زندگی و عادات ادیبان مشهور و محبوب خود چه می‌دانیم؟ از شرایط خلق شاهکارهایشان چه؟ عادات آنها هنگام نوشتن چه بوده است؟ ادیبان مشهور چه ویژگی‌های اخلاقی خوب یا بدی داشته‌اند؟ کدام یک دارای نقص جسمانی بوده و کدام از بیماری جسمی یا روحی رنج می‌برده است؟ چه ادیبی خودکشی کرد و کدام یک مرتکب قتل شد؟ مطمئناً جواب بسیاری از این سؤال‌ها را نمی‌دانیم. شاید افراد معدودى ميل دارند بدانند كه قالب نوشتن فاوست چگونه است يا گوته از چه قالبى براى شعر گفتن استفاده مى‏كرده است. اما بسيارى دوست دارند بدانند، مردى كه فاوست را نوشت، كه بود؟ چه خصوصياتى داشت؟ زندگى او چگونه بود؟ و آيا چيزهايى وجود دارند كه او را ـ در مقام يك مافوق بشر ـ با ما ـ در مقام يك انسان ساده ـ مرتبط سازند؟ كسى كه زندگى‏نامۀ يك اديب را مى‏خواند، سعى مى‏كند كه خود را در تصوير اديب، بيابد. اين تصوير اكثراً دو بُعد دارد: يكى از آنها توسط خود شاعر ساخته مى‏شود. در آثار، نامه‏ها و اغلب در خودزندگى‏نامه‏اش. به‏ندرت اديبى پيدا مى‏شود كه بتواند در مقابل وسوسۀ نوشتن يك خودزندگى‏نامه مقاومت كند. يا بهتر است بگوييم، اديبانى كه بعد از قرن هجدهم زندگى كرده‏اند، قادر به مقاومت نبوده‏اند. براى مثال شكسپير هرگز به ذهنش هم نمى‏رسيد كه در مورد خود بنويسد. نوشته‏هاى او همواره با هدف خاصى انجام مى‏گرفت. يعنى با هدف كشاندن تماشاگران بيشتر به تئاتر كه بخشى از آن هم متعلق به خودش بود يا به منظور به‏دست آوردن حمايت و پشتيبانى افراد مهم بود. اديبان دوران باروك هم از تشريح زندگى خود، چشم پوشيده‏اند. در قرن هجدهم است كه نوشتن خودزندگى‏نامه با اعترافات ژان ـ ژاك روسو آغاز مى‏شود. پس از آن ديگر تقريباً هر نويسندۀ مشهورى در مورد خود مى‏نويسد. زندگى من اثر زويمه، شعر و حقيقت اثر گوته، اعترافات فرزند قرن اثر دو موسه، خاطرات اثر هاينه، زندگى‏نامۀ خود اثر گريل‏پارسر، دنياى ديروز اثر اشتفان سوايگ، عصرى مورد بررسى قرار مى‏گيرد اثر هاينريش مان، كلمات اثر ژان ـ پل سارتر، خاطرات دخترى منظم و به‏طور كلى اثر سيمون دو بووآر، زبان نجات يافته شده، مشعل در گوش و بازیهای نگاه اثر الياس كانتى و چرخش‏هاى زمان اثر آرتور ميلر از اين جمله‏اند. بعضى از نويسندگان از نوشتن خودزندگى‏نامه خوددارى مى‏كنند و از زندگى خود مى‏گويند. براى مثال هاينر مولر در جنگ بدون مبارزه. در اين بين، امكان دادن اطلاعات، تسليم اشتياق در مركز توجهات قرار شده است. ديگر اديبى وجود ندارد كه زندگى خود را پنهان نگه دارد. البته افرادى چون جی. دى. سالينجر، در اين بين استثنا هستند. چه چيزى نويسندگان را وادار مى‏كند كه اين‏گونه خود را معرفى كنند و بشناسانند؟ ظاهراً نياز به توجيه و تشريح خود، از ميان برداشتن سوءتفاهم‏ها و البته وسوسه تأثيرگذارى و ژست گرفتن است. يعنى ارائه يك تصوير صحيح، همراه با حذف‏ها، تغيير واقعيت‏ها و دروغ‏ها. از طرف ديگر، روزنامه‏نگاران، زندگى‏نامه‏نويس‏ها و محققان ادبيات هم تصوير ديگرى را ارائه مى‏كنند. پس تكليف واقعيت در زندگى آنها چيست؟ كه نه در آن و نه در اين است. شايد تأسف‏انگيز باشد، اما هم‏زمان، ماجرا را هيجان‏انگيزتر هم مى‏كند. هاينر مولر در جايى مى‏گويد: «خداوند، انسان را مانند يك سايه آفريده است. وقتى آفتاب غروب مى‏كند، چه كسى بايد آن را بسازد؟» كه ساشا آندرسن در ابتداى خودزندگى‏نامه‏اش به‏نام ساشا آندرسن هم از همين جمله استفاده كرده است. تصوير يك اديب، با وجود تمام تلاش‏هايى كه براى حفظ آن انجام مى‏شود، دائم در حال كم‏رنگ شدن است. اين كتاب هم که نتیجۀ ٢۵ سال کوشش نویسنده برای جمع آوری اطلاعات لازم در مورد ادیبان بوده، يك تلاش ديگر براى حفظ آن تصاوير است.